تبليغاتX
خودشناسی
 

با سلام

فرارسیدن ماه محرم را به شما تسلیت عرض می کنم.

می خواستم از محرم بنویسم اما گفتم شاید بهتر باشه به سوالی که شاید ذهن شما رو مشغول

کرده باشه پاسخ بدم.

امسال شب یلدا در دهه اول محرم قرار داره. شاید با خودتون بگید که در این جور مواقع کار درست چیه؟

بهتر توضیح بدم. بهتر است اول این سوال را پاسخ دهید :

شما مسلمان ایرانی هستید یا ایرانی مسلمان ؟

جواب این سوال را خودتان پیدا کنید .

دقت کنید زمانی که اسلام به ایران نیامده بود مراسمی طبق عادات یا رسوم ایرانیان وجود داشته

که مردم به آن خیلی پایبند بودند . وقتی دین زرتشت هم به ایران آمد آن رسم ها با این دین مطابقت

داده شد و رسوم جدیدی را ایجاد کرد که از جمله از آن می توانیم چهارشنبه سوری را نام ببریم .

یلدا نیز یک رسم ایرانی است که هر ساله ما را به جا می آوریم . اما شاید در ذهن بعضی از متدینین

سوال شده باشد که آیا امسال که با ایام محرم مطابقت دارد چه کار کنیم ؟

من اعتقاد دارم باید این رسم ایرانی پا بر جا بماند و ما نباید ایرانی بودن خودمان را خراب کنیم اما چه

خوب می شود اگر رنگ و بوی مذهبی هم به آن بدهیم .

خوشحال می شوم نظرات شما هم بدانم.

یا علی

 

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در دوشنبه 30 آذر1388 و ساعت 18:53 |

 

سلام

آخرین قسمت سفر عشق ( سفرنامه کلیمانجارو ) در شماره ۱۷۷ مجله موفقیت به چاپ رسید و پرونده

این سفرنامه بسته شد . اما می خواستم با کسانی که از طریق این مجله با من آشنا شدند و حتی

کسانی که از طریق دیگری با بنده آشنا شدند موضوعی را بگویم .

من از کودکی با مجله موفقیت آشنا بودم و مطالب آن را دنبال می کردم . همیشه با خودم فکر می کردم

که هر کس در این مجله مطلب بنویسد موفق ترین آدم روی زمین است تا این که سرنوشت این طور رقم

خورد که من پس از موفقیت در فتح قله کلیمانجارو و نوشتن سفرنامه مطالب من در این مجله به چاپ 

رسید . شاید باور نکنید ولی من اوایل حس می کردم جزء موفق ترین افراد جامعه و هم سن و سالان 

خود هستم ولی وقتی با دوستانی مثل شما آشنا شدم و طرز تفکر و عقیده و ... شما را دیدم فهمیدم

من خیلی عقب هستم .  یک موضوعی مرا بسیار می رنجاند . از این که من یک صفحه از یک مجله را

اشغال کردم در حالی که هزاران نفر بودند که می توانستند جای من مطلب بنویسند و تجربیاتشان را در

اختیار دیگران بگذارند . واقعا حس بدی داشتم . اما وقتی با نظرات خوب خود مرا راهنمایی می کردید

بسیار خرسند می شدم . من از طریق مجله با دوستان خوبی آشنا شدم و چیزهای زیادی آموختم .

تجربیات زیادی کسب کردم و بسیار به من کمک کرد . اما شاید درست باشد که بگویم حلالم کنید اگر

جای نوشته های شما را در مجله موفقیت گرفتم .

از همه ی دوستانی که مطالب بنده را دنبال کردند و با نظرات شایسته خودشان به من کمک کردند

ممنونم و دست تک تک شما را می بوسم .

در آخر از جناب آقای حلت و تمامی اعضای مجله موفقیت تشکر می کنم که در رساندن تجربیات من به

شما دوستان مرا یاری کردند .

یا علی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در جمعه 29 آبان1388 و ساعت 19:52 |
 

سلام

مرا ببخشید که چند وقتی نتونستم مطلب بنویسم . مطمئنا دانش آموزان مخصوصا دبیرستانی ها

مرا درک خواهند کرد .

من الان که می خواستم پست جدید بفرستم در این فکر بودم از چی بنویسم . تصمیم گرفتم که از دید

خودم نسبت به کوه و کوهنوردی بنویسم .

یک جمله ای در میدان سربند در کنار آسانسور تله سی یژ نوشته که واقعا زیباست :

" کوهنوردی تنها یک ورزش نیست ، كوهنوردي روش زندگي است "

فكر مي كنم كساني كه كوهنوردي مي كنند حرفهاي مرا درك مي كنند.

اول كوهنوردي را از ديد يك ورزش نگاه كنيم .

شايد دقت كرده باشيد . كوهنوردي تنها ورزشي است كه بعد از صعود به قله شما پيروز نشده ايد بلكه

بايد از همان مسيري كه به موفقيت رسيديد دوباره به پايين برگرديد و همه ي فراز و نشيب هايي كه

پشت سر گذاشته بوديد دوباره ببينيد . به نظر من وقتي كوهنورد به قله صعود مي كند غرور سر و

پاي او را فرا مي گيرد اما وقتي بر مي گردد در طول مسير برگشت كوه غرور را از او مي گيرد .

اما شايد بگوييد كه چه ربطي دارد به روش زندگي ؟

من معتقدم كوهنوردي مثل زندگي كردن مي ماند . اول مسير آدم بسيار خسته مي شود و با خودش

مي گويد كه چه اشتباهي كرده كه به جاي خواب صبحگاهي به كوه آمده است . بعضي وقتها به شيب

زياد مي خورد و بعضي اوقات نيز به يك سراشيبي . نزديكي هاي قله نيز وقتي قله را مي بيند فكر

مي كند كارش تمام است در حالي كه مسير بسيار زيادي باقي مانده است . وقتي هم به قله

مي رسد انقدر غرق شادي و خوشحالي مي شود كه اصلا يادش مي رود بايد دوباره به پايين بازگردد .

حال خودتان مي توانيد قضاوت كنيد كوهنوردي چه ارتباطي با زندگي كردن دارد .

خوشحال مي شوم نظر و ديد شما را در اين باره بدانم .

يا علي

التماس دعا

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در جمعه 24 مهر1388 و ساعت 3:38 |
 

سلام

از دوران کودکی درباره ی اهمیت شب قدر برای ما می گفتند و ما هم طبق عادت سعی می کردیم

تا این شب را احیا بگیریم . اما دوست داشتم تا شما را با فلسفه شب قدر و اعمال آن آشنا کنم .

بهتر بود این مطلب را دو سه روز پیش می نوشتم اما شرمنده فرصت نکردم .

شب قدر را شب نزول قرآن می نامند . بعضی معتقدند که همه ی قرآن در این شب نازل شده ولی

پیامبر در طول عمرشان آن را به مردم ابلاغ کردند و بعضی هم معتقدند که قرآن در طول زندگی پیامبر

نازل شده و در شب قدر تکمیل شده است .

همان جور که می دانید شب قدر یک شب بوده است ولی چون در آن اختلاف است ما در سه شب

برگزار می کنیم (قابل ذکر است که اهل تسنن شب قدر را شب ۲۷ ماه رمضان می دانند) .

اما حدیثی از امام صادق نقل می کنم :

تقدیر امور در شب ۱۹ ، تصویب آن در شب ۲۱ و تنفیذ و امضای آن در شب ۲۳ ماه رمضان خواهد شد.

اما از اعمالی که در این شب ذکر شده است :

۱. خواندن سوره های عنکبوت، دخان و روم

۲. نماز شب

۳. اسما الله ( که همان دعای جوشن کبیر می باشد )

اما فراموش نکنید که این شب ، شب سرنوشت شماست . سعی کنید در خلوت خود از خدا بخواهید

هر آنچه به صلاح شما است به شما بدهند . انشاالله

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در شنبه 21 شهریور1388 و ساعت 14:57 |
 

با سلام

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما دوستان عزیز مبارک باد و امیدوارم کمال استفاده را از این ماه

پر برکت ببرید .

دوست دارم در این پست از فلسفه ماه مبارک رمضان بگویم .

بیش تر ما فکر می کنیم روزه گرفتن یعنی میل نکردن غذا از اذان صبح تا اذان مغرب در حالی که

اینطور نیست . نه از نظر شرعی و نه از نظر فلسفی .

روزه گرفتن یعنی دوری از معصیت و ایجاد محدودیت برای تقرب به درگاه خدا .

یعنی فردی که روزه می گیرد در مدتی که روزه است اولا باید مثل همیشه از گناه دوری کند و برای

این که قدر نعمت های خدا را بداند مثل دیگر بندگان خدا مدت معینی از بعضی از نعمت های خدا

مثل غذا دوری کند تا به خدا نزدیک شود .

پس اگر همه ی ما به روزه این طور نگاه کنیم که روزه ما را به خدا نزدیک می کند و باعث رضایت خدا

نسبت به ما می شود جوری دیگری این ماه مبارک را سپری خواهیم کرد و از لحظه لحظه ی این ماه

کمال استفاده را می بریم .

انشاالله خداوند ما را از روزه داران واقعی خود قرار دهد .

..............................................................................................................................

ترجمه ی دعای روز اول ماه مبارک رمضان :

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست

قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از

خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم

و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای

عفو کننده از گنهکاران .

التماس دعا در این ماه پر برکت

یا علی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 11:48 |
 

سلام

هر انسانی در طول زندگی خود آرزو هایی را تایین می کند . خیلی ها فکر می کنند رسیدن به آرزو

یک رویا است و رویا هم دست نیافتنی . اما این واقعا اشتباه است زیرا اگر شما آرزویی را تایین کنید

و به آن نرسید نمی توان به آن گفت آرزو .

هر وقت آرزویی می کنید اگر باور کنید که می توانید به آن برسید مطمئنا به آن آرزو خواهید رسید .

آرزو کنید .................. باور کنید ..................... بدست آورید

اما شاید شما بگویید چه طور امکان دارد ؟

تنها کاری که باید بعد از باور کردن آرزو انجام دهید این است که گامهای طلایی کوچک بردارید .

یعنی هر روز فکر کنید برای نزدیک شدن به آرزو هایتان چه کار کوچکی می توانید انجام دهید .

مثلا شما می خواهید یک خانه بزرگ بسازید .

اولین گام طلایی کوچک این می تواند باشد که مجوز ساخت را بگیرید .

وقتی شما گامهای طلایی کوچک را بردارید خود به خود می بینید چقدر به آرزوی خود نزدیک خواهید

شد و متوجه می شوید تمام کائنات دست در دست هم گذاشتند تا شما به آرزوی خود برسید .

فقط یکبار امتحان کنید

یا علی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در پنجشنبه 4 تیر1388 و ساعت 16:27 |
 

واقعیت دوست نداشتم در وبلاگ خودشناسي از انتخابات و سیاست بنویسم اما وقتی آدم بعضی چیزها

را می بیند واقعا حسرت می خورد و این باعث می شود که جایی خود را خالی کند و کجا بهتر از وبلاگ.

داشتم وبلاگ یکی از دوستانم را می دیدم ( شاید بهتر باشه نام نبرم ) دیدم چنان از آقای میرحسین

موسوی حمایت می کرد که واقعا اگر ایشان رای بیاورند و او را معاون اول خود انتخاب نکنند در حق او

خیانت کردند . 

بنابراین این متن را در نظرات وبلاگ ایشان نوشتم و گفتم اگر در این وبلاگ هم قرار دهم بد نباشد .

.....................................................................................................................................

اول از همه ذکر کنم که من طرفدار هيچ حزب و گروهی نيستم و فقط طرفدار حق هستم . هر نامزدی که

 شايسته تر باشد بايد انتخاب شود ، حال مي خواهد در اين حزب باشد يا حزب ديگر .

اما چند نکته مهم :

۱. در دوران انتخابات بين مردم ما موجي براي ضد يا طرفدار فردي ايجاد مي شود . همان جور كه در

 انتخابات هفتم هيچ كس فكر نمي كرد بين آقاي خاتمي و  آقاي ناطق نوري ، پيروز انتخابات آقاي خاتمي

 باشند اما موجي كه آن زمان براي ايشان ايجاد شده بود باعث پيروزي ايشان شد . همين جور در

انتخابات نهم موجي بر ضد آقاي هاشمي و در اين انتخابات نيز موجي طرفدار آقاي ميرحسين ايجاد

شده است . نمي خواهم بگويم خوب يا بد اما بايد قبول كرد كه زماني كه موجي ايجاد مي شود مردم

ديگر بر روي چشمان خود چشم بند مي زنند و با آن موج پيش مي روند . من نمي خواهم بر عليه آقاي

 موسوي حرفي بزنم . ايشان براي انقلاب ما زحمات زيادي كشيدند اما مي خواهم بگويم همان جور كه

 مي بينيد بيش تر حاميان آقاي موسوي را جوانان زير ۳۰ سال تشكيل مي دهند در حالي كه هيچ

كدامشان زمان دولت آقاي ميرحسين را درك نكرده اند . پس اين طرفداري براي چيست ؟ دقيقا دارد ۴

سال پيش تكرار مي شود . يعني براي اين كه فردي راي نياورد فرد ديگري را كه نمي شناسيم راي

بدهيم . از هر كدام از شما طرفداران موسوي اگر بپرسم او در دومين سال رياست جمهوريش چه كاري

 انجام داده است ، ۹۰٪ شما نمي دانيد و آن ۱۰٪ باقي مانده هم بايد شنيده باشند . چند نفر از شما

زمان انتخابات نهم مي دانستيد كه آقاي احمدي نژاد در زمان آقاي هاشمي استاندار اردبيل بوده اند ؟

همان جور كه خيلي ها نمي دانستند ولي در آن زمان طبق موجي كه بر ضد آقاي هاشمي ايجاد شده

 بود از فردي كه سابقه اش را نمي دانستند حمايت كردند و راي دادند . باز هم نمي گويم حال نتيجه اش

 خوب بوده يا نه بلكه مي گويم اين جور انتخاب درست نيست .

۲. در زمان انتخابات حرف هايي خوب يا بد پشت نامزدي زده مي شود كه اگر شما مطمئن نباشيد و آن

 را نقل كنيد برايتان مسئوليت خواهد داشت . چرا براي يك نامزد آخرت خودتان را خراب مي كنيد ؟

اين ها حرفهاي دلم بود و اشتباهاتي بود كه مي ديدم در حال تكرار است ولي توصيه مي كنم شما

مرتكب آن نشويد . 

انشاالله هر كسي كه شايسته است راي آورد .

اميدوارم به شخص ، نامزد يا گروهي توهين نكرده باشم . اگر اين طور بوده مرا ببخشيد .

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در یکشنبه 10 خرداد1388 و ساعت 15:30 |
 

با سلام

یکی از خاصیت های ذهن انسان این است که گذشته را به ما یادآوری و با توجه به آن ترس از آینده را

نصیب ما می کند و این باعث می شود زمان حال را از دست بدهیم .

 در حالی که اگر کمی بیندیشید متوجه می شوید که آینده ای وجود ندارد !!!!!!

اگر همین لحظه را در نظر بگیرید ۲ دقیقه بعد آینده شما به حساب می آید . در حالی که ۲ دقیقه بعد

نیز لحظه ی حال شماست .

انسان فقط و فقط می تواند زمان حال خود را تغییر دهد . نه می توان گذشته را تغییر داد و نه آینده

بنابراین حسرت خوردن برای گذشته و آینده نه تنها سودی ندارد بلکه باعث می شود زمان حال ما

خراب شود .

بنابراین سعی کنید همیشه گذشته را کنار بگذارید و به فکر حال باشید که زمان حال آینده را برای

شما می سازد .

امیدوارم توانسته باشم مطلب را خوب بیان کنم .

یا علی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 11:43 |
 

با سلام

با عرض تسلیت به مناسبت درگذشت حاج اسدالله فتاحیان علیزاده (پیر خاندان فتاحیان)

انشاالله بقای عمر شما دوستان عزیز

پوزش می طلبم از ابن که مدتی مطلب ننوشتم اما فوت پدربزرگم باعث شد تا من دوباره

بتوانم در وبلاگ خودشناسی مطلب بنویسم .

التماس دعا از شما دوستان

یا علی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت 11:38 |
 

با سلام

از این که مدتی در خدمتتان نبودم عذرخواهی می کنم .

قبل از هر چیز یک نکته قابل ذکر می دانم :

چند وقت پیش با یکی از دوستانم ( اویس رستمی ) در حال صحبت درباره ی این سری مطالبی بودیم

که در وبلاگ می نویسم . اویس معتقد بود که نباید این مراحل را شماره گذاری کرد . یعنی شاید از قبل از

اولین مرحله ای که من نوشته ام مرحله دیگری برای بعضی افراد باشد یا اینکه بهتر باشد برای فردی

مرحله ی سومی که من نوشته ام مرحله اول باشد .

بنابراین از این به بعد سعی خواهم کرد که مرحله بندی نکنم و فقط ذکر کنم که چنین مرحله ای

برای رسیدن به خودشناسی و خودسازی  وجود دارد .

.........................................................................................................................................

درباره ی خودتان قضاوت کنید .

یکی از اصلی ترین و سخت ترین مراحل قضاوت درباره ی خودتان است . زیرا انسان بیشتر اوقات عیب

های خود را نمی بیند و نمی تواند درباره ی آنها قضاوت کند اما همه ی ما می دانیم که انسان خودش را

بهتر از همه  می شناسد . پس باید سعی کنیم درست قضاوت کنیم . برای این که بهتر قضاوت کنیم می

توانیم از قضاوت های دبگران کمک بگیریم .

نطر فراموش نشود .

یا علی

منبع : تجربیات شخصی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 17:55 |
 

با سلام

 

نظر خودتان درباره ی قضاوت های دیگران چیست !

گفتیم اولین مرحله برای رسیدن به خودشناسی این است که درباره ی خودتان از دیگران بپرسید

اما دومین مرحله این است نظراتی که دوستانتان درباره ی خودتان گفته اند را در خود شناسایی

کنید و ببینید آیا واقعا همچنین روحیه ای داشتید ؟ و نظر خودتان را درباره ی خودتان را هم بگویید.

شما پس از این که نظرات دیگران را نسبت به خود بشنوید به فکر فرو می روید که آیا واقعا من

همچنین روحیه ای دارم ؟ یکی از راه ها این است که اول درباره ی روحیه ای فکر کنید که تعداد

بیش تری از دوستانتان به آن اشاره کردند و پس از آن به همه ی نظرات اهمیت بدهید حتی اگر

به نفع شما نباشد .

بقیه مراحل در پست های بعدی انشاالله

یا علی

منبع : تجربیات شخصی

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت 12:6 |
 

با سلام

با توجه به درخواست بعضي از دوستان بنده قصد دارم در چندين پست وبلاگ درباره ي مراحل رسیدن

به خودشناسي و خودسازی بنويسم . اميدوارم مورد توجه شما قرار گيرد .

براي رسيدن به خودشناسي چند مرحله وجود دارد .

 

درباره ي خودتان از ديگران بپرسيد .

اولين مرحله براي رسيدن به خودشناسي اين است كه درباره ي خودتان از ديگران بپرسيد .

اين مرحله از مهم ترين مراحل است زيرا بعضي از رفتار در ما وجود دارد كه خودمان متوجه آن

نيستيم ولي دوستانمان از آن رفتار رنج مي برند .

يكي از نكاتي كه اين جا مطرح است اين است كه بعضي از دوستانشان انتضار دارند كه رفتار هاي

نادرستشان را به آن ها بگويند در حالي كه بسياري از اوقات آن ها نمي توانند اين كار را تا زماني

كه ما از آن ها درخواست نكرده ايم بيان كنند . زيرا بسياري از اوقات باعث ناراحتي ما مي شود .

پس ما بايد از دوستانمان درخواست كنيم كه صادقانه رفتار هاي ما را زير ذره بين قرار دهند .

مطمئن باشيد كه آن ها اگر دوست خوبي باشند صادقانه مي گويند .

بعضي سوال مي كنند كه چه موقع اين كار را انجام دهيم ؟

زمان آن فرقي نمي كند . شما يك روزي را از سال قرار دهيد و از دوستانتان درخواست كنيد كه

كه رفتار هاي درست و نادرست شما را بگويند ( البته درست يا نادرست از نظر خودشان ) .

اسلام نيز براي اين كار سه روز را به عنوان ايام اعتكاف قرار داده كه بهترين موقع براي انجام اين

كار است . ( اگر مي خواهيد درباره ي اعتكاف بيشتر بدانيد به عناوين وبلاگ مراجعه نماييد )

پس از آن رفتاري كه بيش تر دوستانتان بر روي آن تاكيد دارند و متوجه آن هستند را يادداشت كنيد

و از مكان هايي كه اين رفتار از شما سر زده را به ياد آوريد ...

بقيه مراحل در پست هاي بعدي انشاالله

به اميد روزي كه همه ي ما به مرحله خودسازي برسيم .

يا علي

منبع : تجربيات شخصي

 

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در جمعه 27 دی1387 و ساعت 16:33 |
 

با سلام

ضمن عرض تسلیت به مناسبت تاسوعا و عاشورای حسینی به شما دوستان عزیز .

واقعیت قصد داشتم مطلب دیگری را بنویسم ولی اتفاقی که دیشب برایم افتاد نظر مرا تغییر داد

و تصمیم گرفتم مطلبی یا پاسخی در برابر سوالات زیر را بنویسم .

چرا در سوگ اباعبدالله می گرییم ؟

چرا بعد از ۱۴۰۰ سال ما برای مصیبتی که ندیده ایم باید سوگوار باشیم ؟

چرا ما برای مظلومیت امام حسین ( ع ) گریه می کنیم در حالی که خود مظلوم تریم ؟

و چرا ...

و هزاران چرای دیگر .

این ها سوالاتی است که در ذهن ما ایجاد می شود و باید برای آن ها پاسخ داشت .

.......................................................................................................................

مصیبت اباعبدالله الحسین مصیبتی است که هیچ گاه تکراری نمی شود و بعد از ۱۴۰۰ سال

هنوز برای نسل جدید مصیبتی بزرگ محسوب می شود زیرا ما وقتی که اتفاق یا مصیبتی

برایمان می افتد مطمئنا به خاطر ظلمی است که به دیگران کرده ایم . مثلا اگر کسی به شما

ظلمی رساند به یقین به خاطر ظلمی است که شما قبلا به دیگران کرده اید . این صحبت را

من نمی گویم بلکه ائمه ما این را گفته اند . اما واقعه عاشورا به این دلیل بسیار پایدار ماند

زیرا امام حسین ( ع ) به خاطر معصومیتشان به کسی ظلمی نرساندند و همچنین

مصیبتی به ايشان وارد شد بنابراين ايشان مظلوم ترين مظلومند و شهداي كربلا نيز همه و

همه مظلوم ناميده شدند . در شب عاشورا امام حسين چراغ ها را خاموش كردند و عرض

كردند هر كس ديني بر گردن ديگر دارد يا طلبي به ديگران دارد يا به كسي ظلم رسانده است

از سپاه من برود كه سپاه من از مظلوم ترين مظلومان اند .

هر انساني نيز وقتي مظلوميت ديگران را مي بيند گريه مي كند . امام حسين هر چه را كه

داشتند در راه خدا ، فقط فقط راه خدا دادند .

از پسران و برادران و اصحاب و ...

از علمدار خود ، از پسر جوان خود ، از برادر زادگان نوجوان خود ، از پسر شيرخوار خود و ...

اگر شما پدر يا مادر باشيد به احتمال بسيار زياد فرزندان خود را از خود بيش تر دوست داريد

و اگر ظلمي به آن ها وارد شود بيش تر ناراحت مي شويد تا اين كه به خودتان ظلم رسد .

اباعبدالله نيز همه ي عزيزان خود را در يك روز از دست داد و در آخر نيز جان خود را فدا كرد .

چه كسي جرئت دارد بگويد از اباعبدالله مظلوم تر است ؟  چه كسي مي تواند از همه ي

عزيزانش في سبيل الله بگذرد . به والله تا آخر دنيا هيچ كس جرئت همچنين كاري را ندارد.

اگر شما مادران شهيد يا پدران شهيد را ديده باشيد هنوز به خاطر از دست دادن فرزندشان

سوگوارند و يا فرزنداني كه يتيم هستند تا آخر عمرشان سوگوارند و شما اگر يكي از عزيز

ترين كسانتان را از دست دهيد آيا گريه نمي كنيد ؟ آيا سوگوار نمي شويد ؟

يعني امام حسيني كه دين را براي ما زنده نگه داشت و اسلام را بعد از ۱۴۰۰ سال به ما

رساند از پدر براي ما عزيز تر نيست ؟ ما امروز وقتي فلسطين را مي بينيم ناراحت مي

شويم زيرا مسلماني در حال كشته شدن است . حالا كسي كه اين اسلام را براي ما

آورده و به مظلوم ترين شرايط به شهادت رسيده ناراحت نشويم . ۱۴۰۰ سال سهل است

اين مصيبت تا دهها هزار سال ديگر نيز پا برجاست .

 

      اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست !

 

يا علي

التماس دعا در اين شب هاي پر فضيلت

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 9:38 |
 

با سلام

امروز با حدیثی از امیرالمومنین علی ( ع ) در خدمتتان هستم :

 

انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال

نگاه کن ببین چه گفته شده است ، نگاه نكن ببين چه كسي اين را گفته است .

( بنده سند اين حديث را پيدا نكردم . اگر كسي از دوستان مي داند به بنده بگويد )

 

من به شخصه بيش تر اوقات مخالف اين حديث عمل مي كردم با اين كه بسياري از

دوستانم نيز به من تذكر داده بودند تا اين كه با اين حديث از اميرالمومنين آشنا شدم .

اين حديث بيان مي كند كه ملاك را بر حرف گفته شده بزار نه بر كسي كه اين حرف را

مي زند . مثلا من بسياري از انسان ها را ديدم كه مي گويند اين روحاني حرفي را مي 

زند كه خود عمل نمي كند چطور انتظار دارد ما عمل كنيم يا مثلا دكتر سمينار ضد سيگار

مي گذارد و از بدي هاي سيگار مي گويد ولي خود او بعد از سمينار سيگار مي كشد .

فكر كنم نمونه هاي زيادي براي شما نيز بوده است .

 

منتظر نظرات شايسته شما هستم .

يا علي

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در جمعه 6 دی1387 و ساعت 12:19 |
 

 

با سلام

داشتم یکی از وبلاگ های دوستان را می دیدم که با این عکس برخوردم و با اجازه آن فرد این

عکس را قرار دادم . http://www.heyat-peyrovan.blogfa.com

حالا هر جور که می خواهید قضاوت کنید . برداشت آزاد است .

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده توسط محمد حامد فتاحیان در شنبه 23 آذر1387 و ساعت 19:4 |